از جنبههای گوناگون میتوان دلایلی را برای رأی به میرحسین موسوی برشمرد. من میخواهم از مهمترین آنها شروع کنم که با همهی وجودم ضرورتش را درکش کردهام: احترام به کرامت انسانی.
نه، جای دوری نرفتهام. ابدا" هم نمیخواهم کلیگویی بکنم. همهی آنچه امروز مسائل لاینحل این مرز و بوم شدهاند، هم علت و هم معلول تحقیر جمعیمان بودهاند. ما تحقیر شدهایم و وقتی خرد و حافظهی جمعی ملتی تحقیر میشود، بهسادگی مسئلهی اولش میشود نان. این اتفاق که افتاد، پس از آن هر چیزی ممکن است و جایی که هر چیزی ممکن است، میشود این دوزخی که ما گرفتارش شدهایم؛ دوزخ یعنی چرخهی معیوب: تحقیر میشویم، چون گرسنهایم و گرسنهایم چون تحقیر میشویم.
دستگیرمان میکنند، زندانمان میبرند، کتکمان میزنند، از کار اخراجمان میکنند، ستارهدارمان میکنند؛ جلوی ورودمان به دانشگاهها را میگیرند، روزنامههایمان را توقیف میکنند، کتابهایمان را سانسور میکنند، بهفیلمهایمان مجوز نمیدهند، مجوز خروج نمیدهند، به رفتهها اجازهی ورود نمیدهند، کودکانمان را اعدام میکنند، برای لباس پوشیدنمان تصمیم میگیرند، برای ... .
بعد خودمان هم فرقی نمیکند کجا باشیم، یکدیگر را تحقیر میکنیم؛ چون تحقیر شدهایم. توی صف نانوایی یکدیگر را تحقیر میکنیم، توی تاکسی بهخاطر کرایه یکدیگر را تحقیر میکنیم، توی محل کار یکدیگر را تحقیر میکنیم، توی زندگی یکدیگر را تحقیر میکنیم و .... .
بعد ناامنی فرایمان میگیرد. همه جا ناامن میشود، خیابان، خانه، کار و جامعه... .
من میخواهم اعتماد کنم. میدانید من دلم برای خرد انسانی تنگ شده. من دلم برای اخلاق اجتماعی تنگ شده. من دلم برای تصویر کسی که بتوانم بهاو احترام بگذارم، تنگ شده. آزارم میدهد این تحقیر. تحقیری که دیگران هم برما روا میدارند. میخواهم کمی از جهان سومی بودن فاصله بگیرم. دیگر اعصاب این را ندارم که تحقیر شوم در مجامع جهانی. دلم میخواهد بروم کتابفروشیها کتاب دلخواهم را بخرم، دلم میخواهد مردمم توی صف نان و شیر همدیگر را نزنند و فحش ندهند.
1. میرحسین را میشناسیم به اخلاقمداری و خردمندی و فرهیختگی.
میرحسین از جنس جهانی است که ما دلمان میخواهد بهآن نزدیک شویم. قرار نیست قهرمان باشد؛ بلکه مهم آن است که زمینهای را فراهم کند، که ما خودمان بتوانیم بسازیم دنیایی را که بیشتر دوست داریم و نزدیک شویم به راهی که می خواهیم. بسیاری از چیزهایی که ما در دورهی خاتمی بهدست آوردیم، شخص خاتمی به ما نبخشید. چه بسا که گاه نمیخواست؛ اما جهانی که خاتمی توانست رقم بزند، دیگر آن قدرها ربطی به خود خاتمی هم نداشت.
2. با توجه بهاینکه در حال حاضر نفسهای نظام اقتصاد در ایران بهشماره افتاده، برنامههای اقتصادی کاندیداها در ردهی نخست اهمیت قرار دارد. نگاهی به خطوط کلی اقتصادی و در برخی موارد برنامههای اقتصادی موسوی، وضعیت امیدوارکنندهای را تصویر میکند. به هر روی، حضور مردان اقتصادی چون مظاهری، زنگنه، صفدرحسینی، مؤمنی و بهویژه حضور متخصصان دانشگاهی در کنار موسوی، امیدوار کننده است. در مورد برنامههای میرحسین، مهمترین نگرانی مربوطبه بینش اقتصادی او بود که وقتی اقتصاد دولتی را ترجیح میداده است؛ اما نگاهی به سخنان او در این مدت نشان میدهد که او از اقتصاد دولتی فاصله گرفته است. لینکهای زیر را در اینباره بخوانید.
دکتر فرشاد مومني، رئيس کميته اقتصادي ستاد مهندس ميرحسين موسوي، طي يک کنفرانس مطبوعاتي رئوس کلي برنامههاي اقتصادي دولت اميد را در هفت برنامه اعلام کرد. http://www.kalemeh.ir/vdca.ynak49noa5k14.html
كميتة بانك، بيمه، و بازار سرماية ستاد موسوي منتشر کرد: خطوط كلي اقدامات ضروري براي احياي بازار سرمايهhttp://www.kalemeh.ir/vdca.inak49nmw5k14.html
ميرحسين موسوي در پيامي به مناسبت روز جهاني کارگر عنوان كرد: ضرورت اصلاح قوانين و مقررات تشکلهاي صنفي کارگري و کارفرما http://www.kalemeh.ir/vdcj.ieafuqettsfzu.html
پس از موسوي كمترين شكاف طبقاتي در دوره دولت خاتمي حاكم بوده است
http://www.kalemeh.ir/vdcg.t97rak97npr4a.html
3. موسوی به سپهر فرهنگ و هنر تعلق دارد. میتوان ادعا کرد که سالهای ریاست موسوی در فرهنگستان هنر، مسیر هنر و بهویژه تولید اندیشهی هنری در ایران را بهکلی دگرگون کرده است. از این بابت من بهعنوان یک فلسفهی هنر خوانده، مدیون موسویام.
4. حضور پروفسور زهرا رهنورد در کنار موسوی از چند جهت اهمیت دارد که برای زنان بیتأثیر نخواهد بود. در این باره به تفصیل در پستی جداگانه خواهم نوشت.
5. آن چه که دلم نمیخواهد اتفاق بیفتد، جریاناتی مانند کوی دانشگاه است که در دههی هفتاد بهدلیل شرایط ویژهی زمانی تجربهشان کردهایم و دیگر پسرفت خواهد بود اگر قرار باشد به آن روزها برگردیم. در شرایط فعلی کشور بیش از هر چیزی به آرامش نیاز دارد. جایگاه موسوی در نظام جمهوری اسلامی میتواند این مهم را تأمین کند.
6. موسوی انسان برجسته و بزرگی است و بیتردید در کابینه آدمهای خرد و حقیر (مانند آنچه دیدیدم) را دور خودش جمع نخواهد کرد. موسوی به خرد جمعی باور دارد و این برای من بسیار اهمیت دارد.
در آخر آنکه قرار نیست با آمدن موسوی همه چیز زیر و زبر شود و به ناگاه در بیست و سهی خرداد نسیمی از چهارسوی جهان وزیدن بگیرد، بلکه ماجرا از این حرفها سادهتر است؛ الآن فرصتی پیش آمده که میتوان وضعیت را تغییر داد و ما میتوانیم نقش داشته باشیم، به نظرم چشم فروبستن بر این فرصت به هر دلیلی ابلهانه است.
۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر