ی خواهم به هیچ چیز نیاندیشم. نه به دختران عاشقی که مرده اند پیش از آن که چشم هایشان را بسته باشند. نه به نگاه هایشان. نه به رنگ روسری هاشان. نه به روزها شان. نه نه نه به هیچ چیز نمی اندیشم. مثل خرداد های شب های شرجی جنوب که در آن اشیا و جنبدگانُ آدمی و درخت و آسمان بی تاب باد ثانیه هاشان را نفس می کشند. می خواهم باور کنم.
تصمیم برای برابری دیه زن و مرد
۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر