۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

نامه ی تعزیت دختر رز بنویسید

سعی ام را خواهم کرد که اینجا ننالم. متاسفانه من هم جزو همان قوم پرشکایت نالانم. راستش اصلا درکی از آدم های شاد ندارم. چگونه می توان اینجا بود و شاد زیست. مگر اینکه آدم یک ژست فلسفی عجیب غریب بگیرد که ربطی به شرایط زیستی اش ندارد و یا با یک نوع عرفان شاد سر بر آستان شهود و رضایت بگذارد و یا اینکه اساسا توی این عوالم نباشد. بگذریم. هر چه هست من که نمی توانم. برایتان از مارگوت بیگل می نویسم که ظاهرا" سرخوش شعر است:

در راه خویش ایثار باید نه انجام وظیفه

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر