۱۳۸۸ شهریور ۴, چهارشنبه

دیگر من و زهرا نشانی هم شده ایم چه در نواختن ها و مورد لطف قرار گرفتن ها و چه در اتهام ها.

با تشکر از زهرا که این پست را در اختیار من گذاشت و با احترام به استاد میری:

با سرعتی چون لولاهای کند

بر من گشوده می شود

تا واژه ها صیقلی شوند

فراغتی باید

که در شلوغی شهر نمی پاید

پشت خرت و پرت های روزانه

شعر

می روید

می پوسد

چون پیازی ناکام

نه خوراکی لذیذ

نه گیاهی آزاد

در انبار تاریک اما

اندک سبزی حیات را

تنگ بر سینه می فشارم

و تقدیم شما می کنم.



با امید بازگشت آقای میری به وطن این قطعه را به ایشان تقدیم می کنم:

شمعدانی ها

استکان های چای

و بوی عطری در آواز قناری ها

هنوز مهمان نرسیده است.

نوشته شده توسط فرشته ذاکر

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر