و نیستی
۱۳۸۸ شهریور ۵, پنجشنبه
از ما که فرود می آییم
در ساعت پنج عصر
من و آسانسور
شیشه ای کدام یک از ماییم؟
فرود
می آیم
و نان می خرم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
درباره من
زهرا داوری
مشاهده نمایه کامل من
دنبال کننده ها
بايگانی وبلاگ
◄
2011
(1)
◄
مهٔ
(1)
◄
2010
(7)
◄
ژوئیهٔ
(1)
◄
ژوئن
(2)
◄
مهٔ
(3)
◄
مارس
(1)
▼
2009
(86)
◄
دسامبر
(3)
◄
سپتامبر
(3)
▼
اوت
(80)
و در این گلخن مغموم پا درجای چنانم که مازوی پیر بن...
تو ایستادهای وطن. سنگین و سخت. مثل هوای این روزها...
دلش برای مملکتش میتپد. دلش برای آبادانی وطنش می ت...
ما را به یاد آور! کشتگانمان را، خیابان هایمان را، ...
می توانم "حذف مجازات سنگسار از قانون مجازات اسلامی...
برای خدای ندا
بیشتر بیندیشیم.گفت و گو کنیم و ذهن هایمان را روشن ...
عزیزکم دیدی چگونه بزرگ شدیم؟ هفته نه، بر ما قرنی ر...
دلتنگ شعرم و نام برخی کسان. دلتنگ راهی که پنج صبح ...
از جنبههای گوناگون میتوان دلایلی را برای رأی به ...
ما با نگاه ناباور فاجعه را تاب آوردیمحتما رأی مید...
سیاست بومیگزینی در پذیرش دانشگاهها که در نتیجهی...
در تردید ماند. هوا. از دمدمای صبح تا غروب که به خا...
نکشیدش. دختر رنگ ها را. دل آرا را اعدام نکنید.http...
برای تو که زندگی را سخت دریافتهای پیش از آن که از...
ت تو خواهر عزیز منی که از تمام زمین میآیی. خواهر ...
از پل سزان نقاش امپرسیونیستی که لحظه های رنگ اش را...
به مناسبت روز جهانی محو خشونت علیه زنان
مهناز جان! پاییزانه خواستن مثل بره خواستن خودش بهت...
فساد و ناکارآمدی در نظام آموزشی ایران - مانند همه ...
شاید بهتر باشد خبر این روزهایم را این جا بنویسم تا...
نه! نیستند. عین هم نیستند: زندگی و نوشتنِ. زندگی و...
مطالب زیر بخشی از ایمیل یکی از دوستان در اعتراض به...
کدام قله؟/کدام اوج؟/مگر تمامی این راه های پیچاپیچ ...
زبانی مان نمانده، از زبان تو می خوانیم:ما را به خا...
در پاسخ به عزیزی که کامنت گذاشته : سلام زهرا جون ا...
مثل هستي كه به خواب خداوندگار آمده است، تو آنچه را...
تخیل، رویا و فراموشی. زندگی با این سه به پیش می رو...
زمان زیادی می گذرد از وقتی که قرار بوده از عشق بنو...
پل الوار در شعر سنگنبشته های گور، تمام زندگي را سر...
مثل جان كندن است رأي دادن. مي دانم. هيچ حرفي هم به...
8 مارس رسید. از هشت تا هشتشما گرفتيد، برديد، زديد،...
نبودم. توی این دنیا نبودم. می دانی که زندگی ام همی...
زنان را بسته اندزنان که خاطره ی عزیز ماست از سال ه...
از ما که فرود می آییم در ساعت پنج عصرمن و آسانسورش...
شهر سپید شده استمریم و جلوه هم آمده اند.
حرفی نیست
جلوه جواهری بازداشت شدمریم حسین خواه را آزاد کنید
برخاسته ایممن و مرده ی پشت پنجرهرستاخیز دست های تو...
به نشانه ی شادی برای آزادی دلارام عزیز و همه ی آن ...
حالا که بگیر بگیر دقیقه هاستویران توییکه برای آمدن...
از مرگ قیصر امین پور چند روز گذشته است. خبر را در...
زین خلق پر شکایت گریان شدم ملولآن های هوی و نعره ی...
نگاه ات را دوست می دارم مانند آفتاب پاییز در همهمه...
این جنون و بی تابی را نمی دانم از کجا می آورد پایی...
اين مطلب در دو بخش نوشته شد که زبان هر يک با ديگري...
به مناسبت هفته ی "دفاع مقدس"...سربازانشکسته گذشتند...
منبع:http://www.roozonline.com جلسه سخنراني احمدي ...
فائزه ی عزیزم من به درستی نمی دانم چه اتفاقی افتاد...
از آن چه که می خواهم از آن بگویم، زمان زیادی گذشته...
مرا به زندگی می برد همچنان که خداوند آدمی را به به...
شهریور دوباره آمد. تو می آیی. سپیده ی دوشنبه را ان...
" جخ امروز از مادر نزاده ام/ عمر جهان بر من گذشته ...
روزهای متراکم تکلیف رفتند؛ حالا می شود کمی نفس کشی...
جهان نام دیگر توست و روزها همه در هوای تو آغاز می ...
دیگر من و زهرا نشانی هم شده ایم چه در نواختن ها و...
صداي دوستانم در آمده كه چرا اين قدر بلاگت سياه است...
حکم سنگسار متوقف شد؟صبح با اضطراب و بغض آیدا آغاز...
ازدواج موقتما با نظامی مواجهیم که طبق منطق آن در ع...
بنگر به جهان چه طرف بربستم هیچوز حاصل عمر چیست در ...
ی خواهم به هیچ چیز نیاندیشم. نه به دختران عاشقی ک...
مانتوی مشکی بلندُ و چهره ی آفتاب زده اش در ذهنم م...
در پاسخ به دعوت بیژن و با عذرخواهی از تأخیر. من...
و اما خانم شجاعی پلمپ ان جی او ها را نتیجه ی دو دل...
محبوبه جان! ساده نوشته ای و تا بخواهی سخت! سخت و س...
برای آن ها که وطن برای شان ممنوع است. اسفند که می...
الان که دارم می نویسم این احتمال را احساس می کنم ک...
و نوبت به دانشگاه هنر رسید: خانم لطفا با پوشش کامل...
می خواهم برای اتفاق نیفتاده جشن بگیرم. این عجیب نی...
در عرصه ی تحولات اجتماعی - سیاسی هستند کسانی که به...
در ارتباط با مطلب پست قبلی و به بهانه ی کامنت بی...
" ای حلزون / از قله ی فوجی صعود کن/ اما آهسته آهست...
ممکن است آدم وقتی خیلی از اخبار رادیو را در تاکسی ...
دوشنبه بود که مرا یافتندکنار دست بند زنی از هزاره ...
نوبت شرق و نامه هم رسید. چه می توانیم دا شته باشیم...
مرداد ماه نفس می زند. داغ است زمین و درختان میدان ...
حق داره کامو که آفتاب بتابونه تو مخ مورسو.
نامه ی تعزیت دختر رز بنویسید
برای مادرم
ما درکی واضح از نیستی نداریم امااضطراب آن رادر می ...
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر